خانه » فرهنگ و هنر » شعر » معروف ترین و ناب ترین اشعار عاشقانه ، زیبا و کوتاه سهراب سپهری
تاریخ ارسال مطلب : 21 دی 1395 ساعت 09:28

معروف ترین و ناب ترین اشعار عاشقانه ، زیبا و کوتاه سهراب سپهری

معروف ترین و ناب ترین اشعار عاشقانه ، زیبا و کوتاه سهراب سپهری

شعر سهراب سپهری,اشعار کوتاه سهراب سپهری,اشعار عاشقانه سهراب سپهری

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

شعر کوتاه سهراب سپهری

هر که با مرغ هوا دوست شود

خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

اشعار سهراب سپهری

زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

اشعار سهراب سپهری

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر ، سحر نزدیک است:

هر دم این بانگ برآرم از دل:

وای، این شب چقدر تاریک است!

خنده ای کو که به دل انگیزم؟

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان آویزم؟

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

اشعار سهراب سپهری

شاخه ها پژمرده است.

سنگ ها افسرده است.

رود می‌نالد.

جغد می‌خواند.

غم بیاویخته با رنگ غروب.

می‌تراود ز لبم قصه سرد:

دلم افسرده در این تنگ غروب.

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

شعر هر کجا هستم باشم سهراب سپهری

هر کجا هستم باشم

آسمان مال من است

پنجره ، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت ؟

سهراب سپهری

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

شعر زیر باران باید رفت سهراب سپهری

چترها را باید بست

زیر باران باید رفت

فکر را خاطره را زیر باران باید برد

با همه مردم شهر زیر باران باید رفت

دوست را زیر باران باید برد

عشق را زیر باران باید جست

زیر باران باید با زن خوابید

زیر باران باید بازی کرد

زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت

زندگی تر شدن پی در پی

زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون” است

رخت ها را بکنیم

آب در یک قدمی است …

سهراب سپهری

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

شعر عاشقانه سهراب سپهری

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است

که از حادثه عشق تر است

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

گلچین شعرهای سهراب سپهری

دود می خیزد ز خلوتگاه من

کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟

با درون سوخته دارم سخن

کی به پایان می رسد افسانه ام ؟

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

شعر ناب از سهراب سپهری

چرا مردم نمی دانند

که لادن اتفاقی نیست

نمی دانند در چشمان دم جنبانک امروز برق آبهای شط دیروز است ؟

چرا مردم نمی دانند

که در گلهای ناممکن هوا سرد است؟

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

شعر زندگی خالی نیست سهراب سپهری

زندگی خالی نیست

مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست

آری تا شقایق هست زندگی باید کرد

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

شعر چشم ها را باید شست سهراب سپهری

من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست

و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید

واژه ها را باید شست …

سهراب سپهری

سعدی شیرازی,اشعار سعدی شیرازی,شعر عاشقانه سعدی شیرازی,شعرهای کوتاه سعدی شیرازی

شعر های عرفانی سهراب سپهری

تهی بود نسیمی

سیاهی بود و ستاره ای

هستی بود و زمزمه ای

لب بود و نیایشی

من بود و تویی

نماز و محرابی

اشعار مولانا , شعر کوتاه مولانا , شعرهای زیبای مولانا

شعر آب را گل نکنیم سهراب سپهری

آب را گل نکنیم

در فرودست انگار کفتری می خورد آب

یا که در بشه ای دور سیره ای پر می شوید

یا در آبادی کوزه ای پر می گردد

آب را گل نکنیم

شاید این آب روان می رود پای سپیداری تا فروشوید اندوه دلی

دست درویشی شاید نان خشکیده فرو برده در آب

رزن زیبایی آمده لب رود ….

شعر شهریار,اشعار شهریار,شعرهای شهریار

شعر های سهراب سپهری

مادرم صبحی می گفت :‌ موسم دلگیری است

من به او گفتم : زندگانی سیبی است ‚ گاز باید زد با پوست ..

شعر حافظ , شعر کوتاه حافظ , شعرهای زیبای حافظ , گلچین اشعار حافظ

شعر من مسلمانم سهراب سپهری

…..من مسلمانم.

قبله ام یک گل سرخ.

جانمازم چشمه، مهرم نور.

دشت سجاده من.

من وضو با تپش پنجره ها می گیرم.

در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف.

سنگ از پشت نمازم پیداست:

همه ذرات نمازم متبلور شده است.

من نمازم را وقتی می خوانم

که اذانش را باد ، گفته باد سر گلدسته سرو.

من نمازم را پی “تکبیره الاحرام” علف می خوانم،

پی “قد قامت” موج….

سهراب سپهری

شعر پاییز , اشعار کوتاه پاییز , شعرهای عاشقانه پاییز

شعر شب بود سهراب سپهری

شب بود و چراغک بود.

شیطان ، تنها، تک بود.

باد آمده بود، باران زده بود: شب تر ، گل ها پرپر.

بویی نه براه.

ناگاه

آیینه رود، نقش غمی بنمود: شیطان لب آب.

خاک سایه در خواب.

زمزمه ای می مرد.بادی می رفت، رازی می برد

خیام نیشابوری,خیام,رباعیات خیام نیشابوری,اشعار خیام,شعرهای خیام

شعر تنهایی سهراب سپهری

ماه بالای سر آبادی است

اهل ابادی در خواب است

باغ همسایه چراغش روشن,

من چراغم خاموش.

یاد من باشد تنها هستم.

ماه بالای سر تنهایی است.

اشعار فصل بهار , شعر نو فصل بهار , شعر کوتاه فصل بهار , شعر عاشقانه فصل بهار

شعر صدا کن مرا سهراب سپهری

به باغ همسفران

صدا کن مرا

صدای تو خوب است.

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید…

سهراب سپهری

شعرهای عاشقانه کوتاه , شعر عاشقانه کوتاه , اشعار عاشقانه کوتاه

اشعار سهراب سپهری

دود می‌خیزد ز خلوتگاه من.

کس خبر کی یابد از ویرانه‌ام؟

با درون سوخته دارم سخن.

کی به پایان می‌رسد افسانه‌ام؟

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

اشعار سهراب سپهری

دنگ…، دنگ ….

ساعت گیج زمان در شب عمر

می زند پی در پی زنگ.

زهر این فکر که این دم گذر است

می شود نقش به دیوار رگ هستی من.

لحظه ام پر شده از لذت

یا به زنگار غمی آلوده‌ است.

لیک چون باید این دم گذرد،

پس اگر می گریم

گریه ام بی ثمر است.

و اگر می خندم

خنده ام بیهوده‌ است.

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

شعر زاغچه سهراب سپهری

من از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم

حرفی از جنس زمان نشنیدم!

هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود.

کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.

هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت .

من به اندازه ی یک ابر دلم میگیرد

و شبی از شبها

مردی از من پرسید

تا طلوع انگور چند ساعت راه است؟

باید امشب بروم

باید امشب چمدانی را

که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم

و به سمتی بروم

که درختان حماسی پیداست

رو به ان وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند

یه نفر باز صدا زد سهراب!

کفش هایم کو؟

“اشعار سهراب سپهری

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

شعر پنج برعکس سهراب سپهری

پنج وارونه چه معنا دارد ؟

خواهر کوچـکم ایـن را پرسـید!

مـــن بــــــــــــــه او خــــنــدیـــــدم .

کــمـی آزرده و حــیــرت زده گــفــت :

روی دیــــــوار و درخــــتــــــان دیــــــــدم

بــــازهم خندیدم! گفت دیروز خودم دیـدم

پسر همسایه پنج وارونه به مینو مــــیداد

آنقدر خنده برم داشت که طفلک تــرسید

بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم

بــــــعــــــدهــــا وقــــتــی غــــم

سقـــف کوتاه دلت را خم کرد

بـی گــــمــــان می فهــــمی

پنج وارونه چه معنا دارد

سهراب سپهری

اشعار سهراب سپهری , اشعار کوتاه سهراب سپهری , اشعار زیبای سهراب سپهری

معروف ترین و ناب ترین اشعار عاشقانه ، زیبا و کوتاه سهراب سپهری


به نظر شما این مطلب چند ستاره ارزش دارد ؟
امتیاز 4.09 ( 117 رای )

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات